تبليغاتX
شباهنگ
درباره بزرگان موسیقی ایران-نت برای تار و سه تار-فرهنگنامه موسیقی ایران-عکس-موسیقی

رضا قلی میرزا ظلی در سال ۱۲۸۵ شمسی متولد شد.او از خاندان اعیار قاجار و صاحب قریحه های خوش بود.وفتی هنوز کودک بود پدرش احمد میرزا را از دست داد و زیر نظر برادر بزرگش پرورش یافت.تحصیلات ابتدائی و متوسط را در تهران انجام داد.در دوران تحصیلی بود که در اداره تلفن استخدام شد.او بعدها به آموزگاری نیز پرداخت و سر انجام در بانک ملی ایران استخدام شد.ظلی دارای صدائی خوش بود و از همان جوانی بود که در مجامع هنری می خواند و به خاطر لطافت صدا و زیبائی بیان و احساس تأ ثیر گذارش در آواز مورد تحسین قرار گرفت.بر حسب اتفاق او در رشت با عارف قزوینی آشنا شد و بر ا ثر همین آشنائی بود که او از آموزشهای عارف بهره برد و دستگاههای موسیقی ایران را فرا گرفت. او مدتی نیز نزد اقبال آذر (اقبال سلطان)تعلیم آواز دید. رضا قلی میرزا در چند کنسرت شرکت کرد.شهرت ظلی در سالهای حدود ۱۳۱۰ اوج گرفت.در سال ۱۳۱۲ از آواز او همراه با پیانوی مشیر همایون شهردار،ویولن استاد ابوالحسن صبا در دستگاه صدا صفحاتی ضبط گردید.صفحه شور از صفحات زیبای اوست که با این بیت آغاز می شود:

همه هست آرزویم که ببینم از تو  روئی            چه زیان تو را که من هم برسم به آرزوئی

رضا قلی میرزا ظلی بر اثر ابتلا به بیماری لاعلاج سل پس از مدتی بستری بودن در بهمن ماه ۱۳۲۴ در گذشت.

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق          ثبت  است  بر  جریده  عالم  دوام  ما

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 11:51  توسط مهرداد روشن  | 

استاد حسین تهرانی در سال ۱۲۹۰ در تهران متولد شد و در شرایط سخت و نامساعد٬موسیقی را به راهنمائی رضاخان باربد نزد استاد حسین خان اسمعیل زاده که استاد کمانچه بود یاد گرفت و ازسال ۱۳۰۷ به طور جدی به فراگیری تمبک پرداخت.سپس در محضر استادان دیگری از قبیل آقا رضا خان روانبخش ومهدی غیاثی و همینطور استاد ابوالحسن صبا هنر خویش را به تکامل رساند.به دلیل تحقیر تمبک در نزد عام پدرش او را از فراگیری و نواختن تمبک منع می کرد وحسین پنهانی روی یک گلدان پوشیده شده از پوست تمرین می کرد و به ظاهر و برای احترام به پدر تمبک را کنار نهاد. در سالی که رادیو افتتاح شد او و تعدادی دیگر نوازنده تمبک برای امتحان دادن به آنجا رفتند و حسین تهرانی با ویولن استاد صبا همراهی کرد و موسی معروفی او را پذیرفت.

او از سال ۱۳۲۸ در هنرستان موسیقی ملی،ارکسترهای مختلف،هنرستان آزاد و ... تدریس کرد. شهرت تهرانی به خاطر تکنیکهای چشمگیرو توانائی فیزیکی و ابداعات او در این زمینه است. او در نواختن تمبک،ریزه کاریهای منظم و شگردهای خاصی را داشت. او یک ارکستر تمبک با حسین دهلوی و برخی دیگر تشکیل داد.ضبط صفحه و نوار به همراه هنرمندان بسیار از مرتضی محجوبی تا فرامرز پایور از جمله فعالیتهای حسین تهرانی است. او در سال ۱۳۲۳ در مدرسه وزیری به کار تدریس ضرب پرداخت. شخصیت هنری تهرانی گذشته از سجایای انسانی دارای جنبه های نفیسی از طنز و ظرافت و نکته دانی بود که خاص خود او بود.

استاد تهرانی با پشتکار زیاد و با اجرای کنسرتهای متعدد در داخل و خارج از ایران سطح نوازندگی ضرب را به طور چشمگیری بالا برد و مقام و منزلت شایسته ای را برای آن در اجتماع فراهم ساخت.او برخی تصانیف قدیمی و اکثر قطعات ضربی استاد صبا و کلنل وزیری را به خاطر داشت.

او سر انجام در اسفند ماه سال ۱۳۵۲ پس از یک بیماری ممتد در گذشت و در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 17:6  توسط مهرداد روشن  | 

سید حسین طاهرزاده در سال ۱۲۶۱ در اصفهان متولد شد و در کودکی نزد خود آواز خوانی را شروع و در سن ۱۷ سالگی به تهران آمد.طاهرزاده در این زمان آواز خوانی میکرد ولی به دستگاههای موسیقی آشنائی نداشت.حسام السلطنه که ردیف را مشق کرده بود ویولن می زد و سید حسین فرا می گرفت. در آن زمان یک نوع دستگاه به ایران آمده بود که "فنو گراف" نام داشت.صدا را روی لوله های آن ضبط میکردند و همان را دوباره میتوانستند بشنوند.حسام السلطنه یکی از این دستگاهها را داشت.روزها می نشستند میزدند و می خواندند و لوله میگرفتند.خود طاهر زاده میگوید این دستگاه بهترین معلم من بود زیرا صدای خود را می شنیدم و هر جا نقصی به نظرم میرسید اصلاح می کردم.در حقیقت موفقیت او در مصاحبت با حسام السلطنه و لوله پر کردن بوده و می توان حسام السلطنه و فنو گراف را استادان اولیه طاهر زاده دانست.او در جلسات هنری که با هنرمندانی چون میرزا عبدلله ٬سماع حضور،مجلل الدوله و ناصر همایون داشتهاز آنان مطالبی آموخت تا اینکه در کارش استاد ماهری شد.

طاهرزاده به هنگام مشروطه به انجمن اخوت پیوست و در تمام کنسرتهای انجمن شرکت داشت و با درویش خان آشنائی پیدا کرد که منجر به اجرای برنامه های زیادی در لندن شد.طاهرزاده در بین خوانندگان قدیمی سبک ممتازی دارد،تحریرهایش متنوع و توجه زیادی به درست ادا نمودن اشعار می کرده است.بهترین آواز خوانان معاصر او را به استادی قبول دارند و سعی در تقلید روش و سبک او دارند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 20:47  توسط مهرداد روشن  | 

علی اکبر بیات شیرازی ملقب به (مسرور علی شاه)فرزند شاه ولی مردی شاعر،خوشنویس و موسیقیدان بود که در شسراز متولد شده و در خانقاه صفی علیشاه در تهران در گذشت.در مسلک درویشی طریقه نعمت اللهی اختیار کرده بود و در حلقه مریدان صفا علی ظهیرالدوله از مرحوم صفی علیشاه پیروی می کرد.علی اکبر شیدا یگانه شاعر تصنیف سازی است که قبل از عارف قزوینی می زیسته و عارف هم او را بر خود مقدم دانسته و در واقع شیدا راه گشا و راهنمای عارف در تصنیف سازی بود و به عبارتی تاریخ تصنیف سازی و ترانه سرائی در ایران با شیدا آغاز می شود.چه تصنیفهای پیش از او،هرگز شکل تصنیفهای او را نداشته و با شعر و موسیقی تا این حد همگام نبوده است.او مختصر سه تاری میزد و خط نستعلیق را هم خوش مینوشت و آهنگها و اشعارش بسیار مطلوب و دلنشین است و تصنیفهائی که ساخته،پس از گذشت زمان هنوز جزو آثار دلنشین و جاودانه موسیقی ایران به شمار می آیند.علاقه و اعتقاد او به طریقت درویشی و خانقاه به حدی بود که تصنیفی زیبا در مایه سه گاه به نام «مولود نبی»ساخت و یکی از بهترین آثار هنری او به شمار می رود.برخی ترانه های او داستانی دارد و در وصف معشوقی سروده است.از مشهورترین تصنیفهای او (ای ساقیا)در ابوعطا و(چشم بی سرمه) در شور و (دوش دوش ) در افشاری است.

نت آهنگ:عقرب زلف کجت

نت آهنگ:الا ساقیا

نت آهنگ:بُتٍ چین

نت آهنگ:صورتگر نقاش

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 21:12  توسط مهرداد روشن  | 

سالها باید بگذرد تا انسانی متفاوت در یک دیار دیده به جهان بگشاید.انسانی که همگان از وجود او بهره ببرند و او یک فرستاده باشد تا بخشی از میراث انسانی را که دچار یغما و بی مهری شده،احیا کند.

ابوالحسن خان از همان ابتدا علاقه وافر خود را به هنر موسیقی نشان داد و نزد پدر با سه تار آشنا شد.و محضر اغلب استادان زمان از قبیل: میرزا عبدلله حسین خان،اسماعیل زاده،حسین خان هنگ آفرین، علی اکبر خان شاهی،نایب اسدلله نی زن،اکبر خان فلوتی و درویش خان را درک کرد.

ابوالحسن خان در سال ۱۳۰۲ همزمان با تشکیل هنرستان موسیقی با بزرگ مرد موسیقی آشنا شد و این آشنائی تحولی در هنر وی بوجود آورد.او ویولن را نزد علینقی خان وزیری تکمیل نمود و با موسیقی غربی نیز آشنائی پیدا کرد وبه توصیه استادش،هنرستان موسیقی رشت را اداره کرد و همانجا بود که قطعات زیبائی را به تاُثیر از موسیقی محلی آن دیار خلق کرد که از آن جمله (زرد ملیجه،دیلمان و رقص چوبی )بوده است.

از جمله خدمات شایان استاد به هنر موسیقی ایران،زنده کردن سنتور است که در آن زمان دچار بی مهری شده بود.او استاد مسلم این ساز را کشف کرد و دانستههای خود را نزد او تکمیل کرد.

صبا حبیب سمائی را به تشکیل کلاس سنتور ترغیب کرد و پس از مرگ سماعی ساختههای او را جمع آوری نمود و ردیفی بر آن اساس برای سنتور نوشت.صبا خود منشاء تحول و پیشرفت نوازندگی در سازها بود و شاگردانش نیز چنین کردند.از جمله شاگردانش که منشاء تحولی عظیم شد،حسین تهرانی بود که تمبک را که فقط برای نگه داشتن وزن سازهای دیگر و قٍرٍ کمر استفاده می شد،به یک ساز مستقل و با شخصیت مبدل کرد.

صبا مردی بود که خدمات شایانی به هنر موسیقی کرد.او تمام زندگی خود را وقف خدمت به خلق کرد . او هنرمند واقعی بود و هیچگاه به فکر کسب در آمد از راه هنرش بر نیامد.

ابو الحسن خان صبا به سال ۱۳۳۶ در ۲۹ آذر ماه پس از سالها آموختن و آموزش و خلق کردن به سوی خالق ابدی شتافت.

همدم تنهائی و شاگرد و دوست او شهریار چه زیبا سرود:

عمر دنیا به سر آمد که صبا میمیرد              ور نه آتشکده عشق  کجا  میمیرد

از گریبان  غم  ماتم  سنتور  حبیب              سر نیاورده  برون  ساز صبا میمیرد

نت آهنگ:به زندان         نت آهنگ:به یاد گذشته         نت آهنگ:تمرین دشتی

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 19:5  توسط مهرداد روشن  | 

ابو القاسم عارف قزوینی در سال ۱۲۵۹ شمسی،شاعر و تصنیف سرای حماسی که آهنگساز تصانیف خویش نیز بود.وی اولین تصنیف سازی است که مضامین اجتماعی و افکار سیاسی را در قالب شعر و آهنگ مجسم کرده و موسیقی را وسیلۀ نشر و تبلیغ عقاید انقلابی نموده،و می توان وی را پیشرو این سبک در ایران دانست.

خود او در جائی نوشته : اگر من هیچ خدمتی به هنر شعر و موسیقی ایران نکرده باشم،اما زمانی تصنیف وطنی ساختم که از هر ده هزار نفر ایرانی یکی نمی توانست بفهمد وطن یعنی چه.آری او ۲۴ ترانه که اکثر آنها انتقاد از وضع مملکت و اوضاع تباه اواخر قاجار است ساخت.از تصانیف مشهور او:چه شورها،شانه بر زلف پریشان زده ای به به،دل هوس سبزه و صحرا ندارد،و از خون جوانان وطن لاله دمیده را میتوان نام برد.

او اولین تصنیف خود را که عاشقانه بود در سن ۱۸ سالگی سرود با این مَطلَع:

دیدم صنمی،سرو قدی،روی چو ماهی        الهی تو گواهی خدایا تو پناهی

عارف به جز دو هنر تصنیف سرائی و آهنگسازی،از صدای خوبی هم بر خوردار بوده و کنسرت هم می داده.به قول خودش،حنجره ای داوودی داشته است.تصانیف وی علاوه بر محسنات موسیقی از نضر اشتمال بر وقایع زمان و تهیٌج حس وطن پرستی،در دلها بسیار مؤثر می افتاد.

او درست در اوج تصنیف سرائی بود که گرفتار عشق بی سر انجامی شد و یکی از وابستگان دربار ناصری (به قولی:خواهر ناصرالدین شاه به اسم افتخارالسلطنه ) دل از عارف ربود و نتیجه کلی اینکه او عمری را در تنهائی و تنگدستی و انزوا گذراند و پنج سال آخر عمرش را در همدان بطوری ابهام بر انگیز زیست و بالاخره در سال ۱۳۱۲ در همدان در گذشت.او تصنیفی را به مناسبت ورود فاتحین ملت به تهران با این مطلع ساخت:

                        ای آمان از فراغت         دور مشروطه خواهان رسید

و شعری هم سروده:

گویند اینکه عمر سفر کوته است و من     دیدم که عمر من ز سفر زودتر گذشت

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 18:40  توسط مهرداد روشن  | 

او فرزند آقا علی اکبر خان فراهانی بود که در سال ۱۲۳۳ به دنیا آمد.نخست نزد برادرش میرزا عبدلله به نواختن تار پرداخت.در کودکی پس از درگذشت پدرش که از استادان مسلم تار بود،نزد عموی خود آقا غلامحسین که سر پرستی او و برادرش را به عهده گرفته بود،نواختن تار را آموخت.به سفارش مادرش خود او سالها کلاس تعلیم تار را اداره می کرد.او نوازنده توانای دربار ناصرالدین شاه بود که در نواختن تار بسیار زبر دست و چابک بود.و به ردیف موسیقی ایران کاملاً مسلط بود.آقا حسین قلی برای پر کردن صفحه،سفری به پاریس داشت و صفحاتی با نامهای سه گاه،ماهور،شور،همایون،رهاب و مسیحی پر کرد.

میرزا حسینقلی را همانند برادرش میرزا عبدلله به اصالت شخصیت و هنر والا و ایثار در تعلیم ستایش کرده اند.از شاگردان میرزا حسینقلی می توان به :

درویش خان،فخام الدوله بهزادی،فرزندش علی اکبر شهنازی،مرتضی نی داوود،ارفع الملک،غلامرضا شیرازی و علینقی وزیری اشاره کرد.ردیف مخصوص او را فرزند شایسته و ارزنده اش علی اکبر خان شهنازی نواخت و ضبط کرد.با اینکه ردیف میرزا حسینقلی مختصر تر از ردیف میرزا عبدالله است لیکن آن را پر کارتر و زیبا تر توصیف کرده اند.او در سال ۱۲۹۴ شمسی در سن ۶۰ سالگی در گذشت.عارف قزوینی در یادداشتهای خود «دیوان» مینویسد:

تار هم بعد از میرزا حسینقلی چراغش تقریباً خاموش شد و با اینکه حالا معمولترین آلت موسیقی ایرانی است، با بزرگترین استاد آن که قرنها لازم است که دست طبیعت پنجهای بدان قدرت بوجود بیاورد از میان رفته.

به نقل از روح الله خالقی در بین شاگردان آقا حسینقلی ، غلامحسین درویش فرزند بشیر طالقانی،امتیاز ویژه ای دارد که توانست با نو آوری یعنی ساختن آهنگهای ضربی با شیوه ای نو به شهرت برسد.

از بزم طرب باده گساران همه رفتند           از مُلک جنون سلسله داران همه رفتند

نَه کوه کَنِ بی سرو پا ماند نَه مجنون         ما با  کِه  نشینیم  که یاران  همه  رفتند

آقا حسینقلی و جمعی از نوازندگان (عکس)

آقا حسینقلی و فرزندش علی اکبر شهنازی (عکس) 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 18:36  توسط مهرداد روشن  | 

حرف آ

آداژیو : کلمه ای است برای نشان دادن حالت اجرای آهنگ موسیقی و در صدر آهنگ نوشته میشود. ( به معنی آرام و بی عجله است )

آرپژ :اصوات یک آکورد که به جای اجرای همزمان٬یکی پس از دیگری و عموما از بمترین تا زیرترین صوت به صدا در آیند و درجات اول و سوم و پنجم هر گام را با هنگام تکرار کردن است.

آرشه : چوب نازکی است که روی آن موی دم اسب یا تارهای نایلونی کشیده اند و برای نواختن ویولن٬کمانچه٬رباب و غیره بکار میرود.جنس چوب آن غالبا از درخت آلبالو است و طول آن حدود ۷۵ سانتیمتر است آن را مفتولی یا هشت گوش میسازند.

آرمان فلوت: نام سازی است.

آرمونیکا :ساز دهنی.آرمونیکا٬سازی است که برای کودکان ساخته شده و به وسیله دمیدن در آن صوت ایجاد میشود.وسعت این ساز بسته به بزرگی و کوچکی آن است و معمولا از دو اکتاو تجاوز نمیکند.

آشور:نام گوشه ای از موسیقی ایران که در دستگاه نوا و راست پنجگاه نواخته میشود.

آکری:نام سازی است شبیه به چنگ٬و تنها تفاوت آن با چنگ٬گوشیهای آن است که در چنگ از فلزو در آکری از چوب ساخته می شده است.

آکسان:علامتی است که چنانچه بالای هر نتی واقع شود٬بایستی آن نت با تشر و تاکید اجرا شود.

آکورد:آکورد عبارت است از مجموع چند صوت موسیقی که طبق قاعده معینی در یک زمان شنیده شود.

آلگرو:علامتی است که در بالای آهنگ موسیقی نوشته میشود ٬برای تعیین حالتی که آهنگساز در نظر دارد و به معنی بشاش٬پر شور٬با حرارت٬سریع و چابک است.

آلگروتو:برای نشان دادن حالت آهنگ گذارده میشود و به معنی ((از آلگرو کمی آرامتر)) است.

آندانت:متوسط و معتدل.نشانه ای برای سرعت اجرای موسیقی با ضربهای معتدل٬به طوری که ضربهای اساسی موسیقی برابر با فاصله زمانی قدمهای انسان بالغ در راه رفتن معمولی باشد٬که در هر دقیقه معادل ۷۲ تا ۱۰۰ ضربه میباشد.

آندانتینو:کلمه ای برای تعیین حالت آهنگ٬ موسیقی که از آندانت قدری تندتر اجرا شود.

آواز طرز:گوشهای است در دستگاه راست پنجگاه.

آواز مویه:نام گوشه ای در دستگاه سه گاه و چهار گاه.

آئین :از گوشه های موسیقی دوران گذشته که فقط نام آن بر جای مانده است.

آئین جمشید:از گوشه های موسیقی زمان ساسانیان که در کتب قدما و اشعار آنها آمده است.این لحن را به باربد٬نوازنده خسرو پرویز منسوب میکنند.

سرود مجلس جمشید گفته اند این بود               که جام باده بیاور که جم نخواهد ماند

نخست  آرایش  خورشید   بوده                          دوم   آئین   جمشید   ستوده 

و نام لحن دوم از ۳۰ لحن باربد٬و نام نوائی از موسیقی نیز می باشد.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 13:19  توسط مهرداد روشن  | 

امیر همایون خرم از سال ۱۳۲۱ در کلاس موسیقی استاد صبا به فرا گرفتن ویولن پرداخت.در سن ۱۴ سالگی به عنوان نوازنده ویولن در رادیو برنامه اجرا کرد و از سال ۱۳۳۳ رسما به استخدام رادیو در آمد.وی رهبری ارکسترهای مختلف را به عهده داشت و آهنگهای زیادی برای خوانندگان رادیو ساخت.در این اواخر برای فیلمهای سینمائی هم موزیک متن تهیه میکرد.

نت و شعر پیک سحری

نت و شعر تو ای پری کجائی

نت و شعر موج آتش

نت و شعر غوغای ستارگان

نت و شعر ای کاروان

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 19:59  توسط مهرداد روشن  | 

سليمان سياح سپانلو در اواخر عهد قاجار و پهلوي اول ميزيست.وي نوازنده تار و ويولون بود كه از مكتب وزيري بهره گرفت و تعليمات اين مكتب را به گوش جان سپرد.سپانلو از مؤسسين انجمن ملي موسيقي است كه به همت روح الله خالقي در سال ۱۳۲۴ شمسي تاسيس شد و در سال ۱۳۲۸ هم به علت عدم تامين هزينه تعطيل شد. 

+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 22:13  توسط مهرداد روشن  | 

 

هوشنگ ظريف در سال ۱۳۱۷ در تهران متولد و پس از پايان دوره ابتدائي وارد هنرستان موسيقي ملي شد؛در آن دوره روح الله خالقي رياست هنرستان را بر عهده داشت. هوشنگ ظريف با علاقه زيادي كه به تار داشت اين ساز را به عنوان ساز اصلي خود انتخاب نمود و در كلاس استاد موسي معروفي نوازندگي تار را شروع كرد و دروس ديگر موسيقي را نزد روح الله خالقي - جواد معروفي - حسين تهراني و ديگر استادان طبق روال هنرستا ن تا پايان ديپلم ادامه داد و همواره يكي از بهترين شا گردان بود . وي در سال ۱۳۳۷ فارغ التحصيل شد و بلا فاصله به استخدام فرهنگ و هنر در آمد و از آن به بعد فعاليتهاي خود را در گروههاي مختلف شروع نمود از جمله در اركستر موسيقي ملي به رهبري علي محمد خادم ميثاق و اكبر حق كردار- اركستر صبا به رهبري حسين دهلوي و اركستر بزرگ سازهاي ملي به رهبري زنده ياد مهدي مفتاح به عنوان نوازنده و تكنواز شركت نمود و سپس بعد از جند سال همكاري خود را با گروههاي كوچكتري كه تشكيل شده بود ادامه داد.هوشنگ ظريف از سال ۱۳۴۲ به دعوت حسين دهلوي كه رياست هنرستان موسيقي را به عهده داشتند به مدت ۱۷ سال به تدريس تار پرداخت و در اين مدت شا گردان زيادي تربيت كرده كه به گفته ايشان ميتوان از حسين عليزاده - داريوش طلائي - ارشد طهماسبي - حميد متبسم - شهريار فر يوسفي - مهرداد دلنوازي - منصور سينكي - سيامك نعمت ناصر و ..... نام برد . او در طي 4 سا ل دوره عا لي را در هنر كده موسيقي گذراند واز محضر استاد علي اكبر شهنازي جهت فرا گيري رديفهاي ايشان كسب فيض نمود. هوشنگ ظريف سا لها ست كه قعا ليت خود را با گروه پا يور ادامه ميدهد كه حاصل آن كنسرتهائي در كشورهاي آسيائي - ارو پائي و آمريكائي است از جمله در سال ۱۳۵۲ به بيست دانشگاه در آمريكا براي معرفي موسيقي سنتي ايران - در سال ۱۳۵۴ درفستيوال موسيقي (( شانكار لعل )) در هندوستا ن و در سال ۱۳۶۴ در فستيوال (( اينسبورگ )) در اتريش شركت كرد و موجب شنا سا ئي و معرفي موسيقي سنتي ايران گرديد. هوشنگ ظريف علاوه بر نوازندگي تار به سه تا ر و تمبك نيز آشنا ئي كا مل دارد و سا لها با گروه تمبك نوازان به رهبري استا دش حسين تهراني همكاري داشته است ؛ علاوه بر اين در نت نگاري اولين متد نوازندگي تمبك به كوشش حسين دهلوي و همچنين تصحيح رديف آوازي محمود كريمي تاليف محمد تقي مسعوديه نقش مؤثر و شركت فعال داشته است . از هوشنگ ظريف تكنوازي دشتي اصفهان - چند همنوازي با فرامرز پايور - ضبط گوشه هائي از رديف موسي معروفي به كوشش كامبيز روشن روان و اجراي دستور مقدماتي تار و كتاب اول و دوم هنرستان به كوشش روح الله خالقي موجود است. وي داراي مدرك درجه يك هنري معادل دكترا است و هم اكنون در دانشكده موسيقي دانشگاه هنر و هنرستان موسيقي دختران به تدريس اشتغال دارد .

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 21:55  توسط مهرداد روشن  |